عظمت و انحطاط یک قهرمان
آندرهآ: بدبخت کشوری که قهرمان ندارد.
گالیله: نه، بدبخت کشوری که احتیاج به قهرمان دارد.
زندگی گالیله، برتولت برشت، ترجمه عبدالرحیم احمدی صفحه257 و276
اصطلاحات بازي تخته نرد
چیدن: قرار دادن مهره در زمین برای شروع بازی
افشار: به خانه شماره 5 زمین خود وحریف خان افشار میگویند
افشارگیری: گرفتن خانه 5 خود و یا حریف
اسیر: دو مهرهای که در زمین حریف و در خانه 24 هستند
فرار: برداشتن مهره در تیررس حریف و بردن بر روی دیگر مهرههای خودی، مخصوصن مهرهای اسیر در زمین حریف
جفت: وقتی دو تاس مانند هم به زمین میشینند مثلا 22 – 33 11 و….
دو کور: تاس جفت یک 11
درب خانه: خانه شماره هفت هر بازیکن
خال خان: خانه شماره یک در زمین خودی
دو شش: جفت شش
کوه خانه: خانهای بیشتر از 5 مهره در آن قرار گرفته باشد
پل: به مهرههای خانه شماره 13 که نقش پل را برای فرار دو اسیر ایفا میکنند
تاس ریز: استوانههایی مانند لیوان که تاس را در آن قرار میدهند و به روی صحفه میریزند
نراد: کسی که نرد بازی میکند
نرد: به معنی جنگ و منظور بازی تخت نرد است
گشاد: مهره که به صورت تنها در یک خانه قرار گرفته باشد و امکان کشته شدندش توسط حریف باشد
قات کردن: فرار کردن – بردن مهره به روی مهرههای خودی مثله 65 از 18/24
خانه مرشد: خانه شماره 3 زمین خودی
تهخانه: خانههای آخر زمین خودی ( خانه 1 و 2 )
مایه: مهرهای که به صورت یدکی بر روی دو مهره خود یا تک باشد و با تاس بعدی آماده گرفتن خانههای آزاد باشد
دش: مخفف دو شش
مارس: هنگامی که شما تمام مهرههای خود را از بازی خارج کردید و حریف هنوز هیچ مهرهای برنداشته
سگمارس: هنگامی که شما همه مهره ها را خارج کردید و حریف هنوز در زمین شما مهره دارد
ماره: همان سگمارس
زدن: کشته شدن مهره تک که باید برگردد و از زمین حریف بازی رو آغاز کند
گشایش: حرکت اول بازی
خانه آزاد: خانههایی که مهرهای در آنها قرار نگرفته
داو (دو): دو برابر کردن نتیجه بازی
دوبرگرد: برگرداندن داو (دو یا دبل) حریف به خودش
بازی بهدو: بازی که داو یا دبل رد و بدل شده و امتیاز برد آن بازی 2 شده است
نشستن: قرار گرفتن مهره کشته شده از روی پیشخوان به روی زمین
کعبتین: تاس
تاس گرفتن: حیله و نیرنگ به منظور نشستن تاس روی عدد خاص
تاس موافق: تاس مورد علاقه و خواسته شده
تاس مخالف: تاسی که مورد نیاز بازیکن نیست
تاس ریختن: پرتاب تاس از درون تاس ریز به روی زمین
تاس بالا: تاسهایي که عدد بزرگتری دارند مثل چهار و پنج و شش
تاس پایین: تاسهای که اعداد کمتری دارند مثل یک و دو و سه
حکم تاس: بازی که به اجبار و برای بازی کردن هر دو تاس باشد
دست به مهره: طبق قوانین ایرانی دست شما هر مهرهای را لمس کرد باید همان را بازی کند
خوردن مهره: برداشتن مهرهها در انتهای بازی از زمین و خارج کردن آنها از بازی
گشاد بازی: بازی ای که به دلیل احتمال باخت زیاد همه مهره ها رو تک بدهید و ریسک بازی را بالا ببرید
بازی تاخیری: بازی که در قسمت بیرونی زمین حریف مانند خانه های 7 -8 -9 -10 خانه گرفتید و منتظر گشاد دادن حریف هستید
رجز خوانی: جنگ لفظی دو بازیکن که در بازی دوستانه باعث شیرینتر شدن بازی میشود
تاس آینه: تاسی که به روی لبه زمین بازی یا مهره قرار بگیرد و عدد آن مشخص نباشد
وینشیر: نام قدیمی بازی تخته نرد
نردشیر: نام قدیمی بازی تخته نرد
لنگر پایین: گرفتن خانههای یک – دو – سه حریف با دو مهره و بیشتر
لنگر بالا: گرفتن خانههای چهار- پنج – شش حریف با دو مهره و بیشتر
خان: منظور هر یک از 24 خانه بازی تخته نرد است
پیشخوان: به قسمت برجسته وسط که زمین بازی را دو نصف میکند و مهرههای کشته در بالای آن قرار میگیرند
بستن: گرفتن یک خانه با دو مهره
سد: بستن راه حریف
ششدر: گرفتن شش خانه جلوی حریف با دو مهره به طوری که حریف قادر به گذشتن از آنها نیست
حمله برقآسا: بازی هجومی وگرفتن کشته از حریف در زمین خودی که با بستن خانهها همراه است
پوشش: بستن یک مهره تک با مهره دیگر
شستن بازی: وقتی دو حریف با توافق بازی رو مساوی تمام میکنند
ششبش: تاس شش پنج
بازکردن خانه: برداشتن یک مهره و آزاد ساختن خانهای برای نشستن یا زدن حریف
مفتبر: کسی که بازیای را به راحتی میبرد
مفتباز: کسی که به راحتی بازی واگذار میکند
شکستن: نصف کردن مهرههای موجود در یک خانه و قرار دادن آنها در خانه یا خانههای دیگر
با تشكر از تخته نرد فيسبوك
باز هم دروغپردازي اين بار شيعه آنلاين
در يكي از وبسايتهاي اشتراكي، خبري منبني بر “بازگشت مجریان و بازیگران محجبه به تلویزیون مصر” خواندم كه در ادامه اشاره به استقبال مجربان و اخبارگويان براي رعايت حجاب بعد از 20 سال در تلويزيون داشت كه بخاطر اجبار حسني مبارك به حضور در پشت دوربين با عدم حجاب، از حضور در رسانهها خودداري كرده بودند.
اين موضوع انگيزهاي شد تا بدنبال ديگر عكسهاي اين مجري زيبا يعني خانم “لمیاء فهمی عبدالحمید” بگردم. اما بعد از جستجوي اسم اين خانم، همه لينكها به سايتهاي فارسي كه اكثرن اشاره به منبع خبر يعني شيعه آنلاين داشتند، ختم شد. سعي كردم كه كمي بيشتر جستجوي كنم و بدنبال اسم اين خانم در زبان انگليسي بگردم كه سايت “العربيه” اسم اين مجري زيبا را “Lamiaa Fahmi Abdel-Hamid” عنوان ميكند. ولي باز هم جستجوها به منبع قابل قبولي ختم نميشود.
در اين خبر از زبان اين خانم عنوان شده بود كه: “لمیاء فهمی عبدالحمید مجری سرشناس مصری طی اظهاراتی ضمن استقبال از این امر، گفت: ظلم و ستم رژیم حسنی مبارک طی چند دهه گذشته دلیل و مانع اصلی فعالیت زنان محجبه در رادیو و تلویزیون مصر شده بود. “
كمي تامل در اين دروغپردازي سايت شيعه آنلاين حكايت از همان موج اسلامگرائي و عقوبتهاي ناشي از اسلامستيزي دارد كه هر از گاهي با تغيير عنواين به شكلهاي مختلف بروز ميكند. يكبار به شكل “دختری که پس از پاره كردن قرآن به حیوانی عجیب تبديل شد” و “حك شدن كلمه لا اله الا الله بر روي پوست يك درخت” و “نقش بستن تمثال حضرت ابوالفضل بر روي ديوار خانه” و غيره و غيره.
تا به كي اين دين نيازمند دروغپردازي براي اثبات حقانيت خيالي خود دارد؟
يا اين خبر آيا فقط جهت خوار و خفيف كردن حسني مبارك است؟
پ.ن.
اگر دوستان عكسي يا خبري از اين مجري زيبا پيدا كردند، حتمن اينجا عنوان كنند تا من در پينوشتي ديگر بابت اشتباهم از دوستان عذرخواهي كنم.
بازي سودوكو
سودوکو جدول اعدادی است که امروزه یکی از سرگرمیهای رایج در کشورهای مختلف جهان به شمار میآید.
سودوکو، مخفف یک عبارت ژاپنی 数字は独身に限る که خوانده میشود سوجی وا دوکوشین نی کاگیرو به معنی «ارقام باید تنها باشند» است.
هر چند این بازی برای اولین بار در یک مجله پازل آمریکایی در سال ۱۹۷۹ انتشار یافت، ولی انتشار آن به طور مستمر و پیگیر برای نخستین مرتبه بر میگردد به ژاپن در ۱۹۸۶ و از سال ۲۰۰۵ این سرگرمی به محبوبیت جهانی دست یافت و نخستین مسابقه ملی آن در سال ۲۰۰۸ در فیلادلفیا، آمریکا برگزار شد.
در ایران برای اولین بار روزنامه همشهری در سال ۱۳۸۵ ه.ش اقدام به چاپ سودوکو به صورت روزانه کرد.
قانون بازي
نوع متداول سودوکو یک جدول 9×9 است که کل جدول هم به ۹ جدول کوچکتر ۳x۳ تقسیم شدهاست. در این جدول چند عدد به طور پیش فرض قرار داه شده که باید باقی اعداد را با رعایت سه قانون زیر یافت:
- قانون اول: در هر سطر جدول اعداد ۱ الی ۹ بدون تکرار قرار گیرد.
- قانون دوم: در هر ستون جدول اعداد ۱ الی ۹ بدون تکرار قرار گیرد.
- قانون سوم: در هر ناحیه ۳x۳ جدول اعداد ۱ الی ۹ بدون تکرار قرار گیرد.
روش حل
ابتدا در تمام خانههای خالی جدول، اعداد را از یک تا نه مینویسیم.
سپس به سراغ یکی از اعدادی که از قبل توسط طراح نوشته شده میرویم و تمام اعداد مشابه آن را که در عرضش (بصورت افقی)قرار گرفتهاند را پاک میکنیم و سپس یک خط افقی در بالای آن عدد میکشیم که مشخص باشد.
در این مرحله همانند مرحله قبل عمل میکنیم با این اختلاف که در تمام خانههای عمودی در بالا یا پایین عدد مورد نظر اعداد مشابه را پاک میکنیم وسپس با یک خط عمودی در کنار آن عدد آن را مشخص مینماییم. اکنون باید اعداد مشابه عدد مورد نظر را در مربع نه خانهای متناظر، پاک کنیم وعدد را با یک دایره بر دور آن مشخص کنیم.
فقط سه مرحله قبلی را در مورد تمام اعداد از قبل نوشته شده (اعداد چاپی) تکرار کنیم و کشیدن خطهای عمودی افقی و دایره را بر آن عددها نباید فراموش کنیم که این عمل میتواند به شما نشان دهد که کدام یک از قلم افتادهاست.
وقتی که تمام اعداد چاپی با هر سه علامت مشخص شد کار ما تا این مرحله تمام شدهاست. در این مرحله به دنبال خانههایی میگردیم که فقط یک عدد در آنها باقی مانده و آن اعداد را پررنگ میکنیم.
ما باید در هر ستون نیز عددی را که فقط یکبار درآن ستون آمده را پیدا کنیم که این عدد یقینا جواب همان خانهاست و این عدد را هم پررنگ کنیم. اکنون در هر مربع نه خانهای عددی را که فقط یکبار در این نه خانه آمدهاست را یافته و به عنوان جواب یادداشت میکنیم.
دانلود بازي
يكي از بهترين بازيهاي موجود Sudoku Epic ميباشد كه با توجه به گرافيك قابل توجه آن و منوهاي موجود، مطمئنن وقت زيادي را با اين بازي خواهيد گذراند. حتمن توجه داشته باشيد كه بعد از نصب بازي، با فايل كرك* موجود، بازي را رجيستر كنيد.
این نمایش پردهای نیاز به جاوااسکریپت دارد.
*برخي آنتيويروسها به كرك موجود در بسته حساس بوده و آن را پاك ميكند، پس يادتان باشد حتمن آنتيويروس خود را غيرفعال كرده و از كرك استفاده كنيد.
براي دانلود اينجا كليك كنيد Download Here
بگذر از آلودگیهای خیال
بگذر از آلودگيهاي خيال دل جدا دار از خيالِ پرملال
آسمان را دستِ حق بنيان نكرد آدمي، حق را خدايي خلق كرد
بعدِ مرگ چيزي نخواهد بود پي اي دلِ غافل، توهم تا به كي
هر چه را ما آرزو مي داشتيم بذر آن را در توهم كاشتيم
چيست غايت زين همه افسردگي دل سپردن بر مقامِ بندگي
ديده ات را باز كن، ترسي مدار نيست جز مخلوق تو اين كردگار
دل مكن قاضي، رها كن وهم را خود خدايي، درك كن اين اصل را
آنكه بيش ات مي دهد وعده، وعيد شك بدار از آنچه اش خواهد رسيد
دل رها دار از كمند قصه ها بال و پر هرگز مده بر واژه ها
آيت و معجزه پيغمبران نيست جز افسانه پيشينيان
دل رها دار اي مردد از خيال امپراطوران دين, اربابمان
گر عبادت پيشه خود كرده اي شك نكن، بازيچه اي گرديده اي
حال، اما با توام، وهمِ عظيم اي خداي مهربان، حيِ حكيم
نيستي جز زاده وهم بشر گاه ياري دلربا گاهي پدر
آن كساني كه تو را پرورده اند خوب بر تو قالبِ والا زدند
قادري بخشنده و بينا به حال او تحقق بخشِ روياي محال
دوستدارنت همه بيچارگان بردگان و مردمانِ ناتوان
اينچنين بردند دل از غافلان هم تو هم اين مردمان در مشتشان
از تو يك لولوي پنهان ساختند اينچنين عقل را به دام انداختند
تو مترسك، ما عروسك گشته ايم كامتداد مضحك يك رشته ايم
با توام فرمانرواي آسمان قادرِ مطلق، خداي مهربان
خود كه مي داني نئي جز واژه اي اينچنين در كذب خود وامانده اي
امپراطوران دين, اربابمان چهره پردازانِ ارض و آسمان
يا به وعده، يا به رعب انداختن برده اند هوش اينچنين از مرد و زن
هر چه بر ما مي رسد از مذهب است بايد اين بتخانه را در هم شكست
تا كه خوي بندگي در آدميست دين شود ارباب و جز اين چاره نيست
تا كه دين است حاكم عقل و خرد هر چه اينست، بدترش ما را سزد
باز هم سوء استفاده تفکرات فاشیستی از تریبون دموکراسی
اول صبح که صفحه پخش زنده بالاترین رو دیدم با حجم انبوهی از لینکهای مذهبی بی مورد و غیرضروری برخورد کردم که هر مسلمون و غیر مسملونی میتونست با بازیابی دانش دوران مدرسه اش و مراجعه به تلویزیون ایران اینگونه مطالب رو بازخوانی کنه. من به صورت رندم یه شات از همین صفحه گرفتم.
ظاهرن بالاترین با این اقدام خیلی عجیب و غیرمعقولش همون کمکی رو به برادران ارزشی در بالاترین میکنه که تریبون سازمان ملل به ا.ن اقا میکنه.
شاید نیازی نباشه که سایت والاترینی راه اندازی بشه، ولی از همه این حرفها گذشته هنوز اکثریت کاربران بالاترین خردمندتر از اونی هستن که با این حرفها و عملها عرصه رو خالی کنن.
پ.ن:
منطق والاترینی
GOD DOES NOT EXIST, GOD DOES NOT EXIST, GOD DOES NOT EXIST, GOD EXISTS, GOD EXISTS, GOD EXISTS, GOD EXISTS … therefore god exists.
افکار خوشمزه کارل مارکس
كارل ماركس فيلسوف و اقتصاددان و جامعه شناس اعجوبه اي بود كه زندگي اش در گرسنگي و فقر گذشت. طوري كه سه فرزندش را به همين علت از دست داد. با وجود اين مي خواست پرولتارياي جهان را از فقر و گرسنگي نجات دهد. نقل است كه فرزند ماركس به وي مي گفت: بابا! ما را هم جزو پرولتاريا حساب كن.
ماركس راه رهايي پرولتاريا را از فقر و نداري و سرمايه داري در قيام مي دانست و اين جمله وي بسيار مشهور است: «پرولتاريا قيام كنيد. به جز زنجيرهايي كه بدست داريد چيزي از دست نمي دهيد.»
تحت تأثير اين حرفها بود كه انقلاب كمونيستي پاريس در سال 1871 رخ داد و پرولتاريا درب و داغان شد و ماركس با تأثر گفت: پرولتاريا! خدا را شكر چيزي نداشتيد كه از دست بدهيد، به جز زنجيرهايتان كه آن هم به درد بورژواها نمي خورد!
انقلاب كمونيستي پيروزمند در سال 1917 در روسيه رخ داد، اما وقتي ديدند كه زنجيرها همچنان بر دستهاي پرولتارياست، لنين با اشاره به عبارت ماركس گفت: چرا پرولتاريا زنجيرهايش را از دست بدهد، آنها را براي اسارت بورژواها لازم دارد.
بعد استالين قصد صنعتي كردن كشور را كرد و گفت: اگر از زنجيرهاي دست هر كارگري دو حلقه كم شود، چقدر آهن براي ساختن جامعه نو به دست مي آيد.
خروشچف كه راه رويزيونيست و مذاكره با غرب را رفت گفت: پرولتاريا زنجير نمي خواهد، النگو لازم دارد.
گورباچف در شرايط ديگري گفت: پرولتاريا را بايد با نخ نايلون بست، كه هم ديده نمي شود و هم محكم است.
گورباچف در جلسه ديگري در دفاع از نظر خود در كميته مركزي حزب كمونيست شوروي گفت: «نخ نايلون سبك هم است».
يلتسين كه از علاقه سركوب شده پرولتاريا به مالكيت خبر داشت در يك سخنراني پرشور فرياد كرد: پرولتاريا زنجيرهايش را از دست نمي دهد، آدم چيزي داشته باشد، بهتر است تا نداشته باشد.
اما فقط روسها و ماركسيست ها نبودند كه از حرف ماركس متأثر بودند، بكله دشمنان هم به نوعي ديگر تحت تأثير بودند، چنانكه يك افسر تزاري در سال 1915 در جريان متفرق كردن يك تظاهرات كارگري فرياد زد: پرولتاريا متفرق شويد، مگر شما به جز زنجيرهايي كه به دست داريد، چيزي هم به پا داريد.
همچنين بعدها، طي پنجاه سالي كه از انقلاب اكتبر روسيه گذشت، ماركسيسم بقدري جهاني و همه گير شد كه به آفريقا رسيد. جنگلهاي «تانزانيا» و «كامرون» را طي كرد و رئيس قبيله آدمخورهاي «ناچوموجا» با حرفهاي ماركس آشنا شد و متأثر از آن گفت: زنجير دستهاي پرولتاريا را بايد با سنگ شكست، با زنجير كه نمي شود آدم خورد.
به رئيس قبيله «ناچوموجا» گفته شد كه در كشورهاي ديگر هم گاهي آدم را مي كشند، اما نه براي گوشت شان، بلكه براي افكارشان.
رئيس قبيله «ناچوموجا» گفت: بايد افكارشان خيلي خوشمزه باشد.
به زحمت به رئيس قبيله فهمانده شد آدمهايي را كه مي كشند براي خوردن افكارشان نيست. اما باور نكرد. با تعجب نگاه مي كرد. بدگمان شده بود. ساكت بود. تا بالاخره با ناراحتي گفت: شما ما را وحشي مي دانيد، اما بگوئيد آدم را براي گوشتش بكشند بهتر است، يا براي افكارش؟!
منبع:
این مطلب طنز برگرفته از کتاب “مو لای درز فلسفه” اثر اردلان عطارپور میباشد.











