من راي نميدهم چون مشروعيت نظام را قبول ندارم
در جوامعي كه نظامهاي دموكرات در فضائي كاملن شفاف و آزاد به رقابت ميپردازند تا در راس امور قرار گيرند، انتخابات مراحلي مشخص دارد كه كانديداهاي احزاب مختلف با در دست داشتن برنامههاي خود براي بهبود وضع كشورشان، با معرفي برنامههايشان سعي در جلب آراء مردم دارند و شروع به تبليغ ميكنند. در صورتي كه هر كدام از احزاب روي كار بيايند، وظيفهشان خدمت به مردم و تحقق برنامههائي است كه در طول انتخابات به معرفيشان پرداختهاند. در اينصورت شركت يا عدم شركت مردم در انتخابات به معني توجه يا بيتوجهي نسبت به وضعيت كشورشان نيست، چون هر حزبي كه روي كار بيايد بايد به وظايفشان عمل كنند در غير اينصورت احزاب رقيب به راحتي با نقد و بررسي موشكافانه اعمال حزب ناكارآمد، وي را به كنار مينهند.
در جامعه ما كه حكومتمان جمهوري اسلامي است، از همان ابتدا تناقض جمهوريت با اسلاميت شنونده را به تعمق مياندازد چه رسد به انجام امور كه خود پر است از تناقضات پيدرپي كه در جاي جاي اين حكومت اسلامي قابل مشاهده است. نظام جمهوري اسلامي كه از نمودهاي عيني حكومتهاي توتاليتر است، تشنگي قدرت و جاهطلبي سردمداران نظام، موجبات فروپاشي اين نظام را رقم خواهند زد، همانگونه كه ديگر نظامهاي توتاليتر و فاشيستي به سرنوشتي شوم دچار شدند. آلمان هيتلري كه با ايدئولوژي نژادپرستانه خود جلو رفتند در نهايت مغلوب اتحاد اين نژادها شدند و در تاريخ به بدنامترين حكومت قرن شناخته ميشوند.
اما در حكومت جمهوري اسلامي شركت يا عدم شركت در انتخابات به چه معني خواهد بود؟ آيا در نظامهاي توتاليتر يا تماميتخواه همچون جمهوري اسلامي كه دموكراسي جايگاهي ندارد، فضاي انتخابات همانند انتخابات كشورهاي دموكرات است؟ خير اينجا حكومت، جمهوري اسلامي است يا بايد مثل هميشه بين بد و بدتر يكي را انتخاب كنيم يا به تمام اينها پشت كرده و اصلن در انتخابات شركت نكنيم و به اين ترتيب اعتراض خودمان را به نظامي كه مشروعيتاش را قبول نداريم، اعلام كنيم.
انتخاب بين بد و بدتر شايد راه بهتري باشد، اما با كمي تامل خواهيم فهميد كه مسيري كه با انتخاب گزينه “بد” شكل ميگيرد، در نهايت ما را به همان جائي ميرساند كه با انتخاب گزينه “بدتر” شكل خواهد گرفت. اگر انتخاب گزينه “بدتر” خواستههاي نظام توتاليتر را به هدف ايدئولوژيك نظام برساند و فرضن 20 سال براي تحقق آن زمان نياز داشته باشد، گزينه “بد” همان مسير را در مدت زماني بيشتر و صرف هزينههائي بيشتر براي رسيدن به آن ايدئولوژي طي ميكند. در هر صورت اين نظام به ايدئولوژي خود خواهد رسيد، فقط مردم انتخاب ميكنند كه زودتر و با صرف هزينه كمتر يا ديرتر و با صرف هزينه بيشتر به آن برسند.
اگر يك تندرو در راس امور قرار گيرد، نه تنها كمك ميكند كه نظام به خواستهاي ايدئولوژيك خود به سهولت دست يابند، بل ممكن است كه خواستهايشان زودتر نيز تحقق يابد. اما دقيقن موضوع همينجاست كه اين نظامهاي تندروي اسلامي در نهايت به جائي ميرسند كه هيچ خواستي جز خواستههاي خود را مقبول نميدادند، همچون القائده و طالبان كه با نام تروريست از آنها ياد ميكنند و تفاوت در اين است كه مردم افغانستان طالبان را تائيد نميكنند ولي مردم ايران، نظام جمهوري اسلامي را با شركت در انتخابات تائيد ميكنند و اين برگ برنده نظام براي مشروعيت خود در محافل جهاني است و فرداي انتخابات مشت محكمي بر استعمارگران غربي.
اما سوالي كه مطرح ميشود اين است كه آيا رسيدن به غايت ايدئولوژي نظام اسلامي وضع ما را بهتر ميكند يا بدتر؟ پاسخ من اينگونه است، وقتي يك آدم معتاد در فاصله چند متري يك چاقو قرار گرفته تا با آن چاقو يك انسان تنومند را از پاي درآورد، آن مرد تنومند تا زمانيكه مرد معتاد دستش به چند قدمي چاقو نرسيده هيچ كاري نميكند، ولي اگر احساس كند كه مرد معتاد ديگر ميتواند برايش خطرناك باشد، با يك ضربه او را نقش بر زمين ميكند. حال خود اين داستان را به نظام جمهوري اسلامي تعميم دهيد.
حال من چه راي بدهم و چه راي ندهم يك نفر روي كار ميآيد تا خواستهاي اين نظام را كه من مشروعيتاش را قبول ندارم، محقق كند. پس هيچ كدامشان را تائيد نميكنم.
آميزه هنر ايراني در تكنولوژي مدرن
تصاویر زیر نمائی از ساختمان John Lewis Department Store and Cineplex در ليكستر انگليس
میباشد.


نمای ورودی این ساختمان كه به مانند طرحهای نساجی سنتی ایرانی میباشد چشمان بیننده
را به خود خیره میكند.


این طرحهای زیبا كه برگرفته از طرحهای قالیچههای ایرانی میباشد انعكاس دهنده نور بوده و
در بین دو جدار شیشهای قرار گرفته و به هنگام تابش نور خورشید، بیننده را مسحور خود كرده.

این ساختمان توسط شركت آمریكائی Foreign Office Architects در سال 2008 طراحی و
ساخته شده.

مدیر شركت FOA خانم فرشید موسوی یك ایرانی – آمریكائی است كه استاد دانشگاه هاروارد
نیز میباشد.






















