چند نكته در مورد انتخابات و مناظره كه كسي نديد
شايد در تاريخ ايران اين انتخابات با اين مناظرهها كمي غير عادي و بي نظير باشد، اما
نكته 1: در اسلام تهمت ناروا زدن به مومن از گناهان كبيره محسوب ميشود. چرا بايد در جلوي چشمان ميليونها بينننده، اين همه اتهام به مومن و غير مومن و روحاني زده شود ولي كسي فرياد واي اسلاما سر ندهد؟
نكته 2: جناب كروبي در قسمت پاياني مناظرهشان با جناب موسوي، فرمودند كه آقاي موسوي بايد موضع خود را تعين كنند كه اصولگرا هستند يا اصلاحطلب؟ و موسوي هيچ جوابي نداد!
نكته 3: زنجيرههاي انساني متشكل از هزاران دختر و پسر با شيكترين قيافهها در تهران بهم جوش خوردند، گشت ارشاد و كلانتري و گروه فشار و لباس شخصيها و چماق بدستان و بسيج كجا بودند؟ چرا اين همه بيناموسي كه بدتر از پيتزاست در خيابانهاي شهر به چشم ميخورد ولي كسي بانگ واي اسلاما سر نميدهد؟
نكته 4: رضائي با سوادترين و قاقترين كانديداي دوره دهم است. چرا كسي به او توجهي نميكند در حالي كه كمترين خيانت را به كشورش، نسبت به ديگر كانديداها در سي سال گذشته داشته؟
نكته 5: همه سران مملكتي و غيرمملكتي، نخبگان و غير نخبگان، اپوزيسيون و فعالين سياسي، تاكيد كردهاند كه در انتخابات شركت كنيد! چرا؟! آيا اين نظام هنوز بدنبال فرصتي براي مشروعيت خود در ادامه دادن به برنامه هستهاي است؟
تست هوش 1: نسبت عروسك خيمهشببازي به عروسكگردان مثل نسبت
الف. كانديداها است به خامنهاي
ب. احمدينژاد است به صهيونيست
پ. هيچ كدام
ث. همه موارد
تست هوش 2: نسبت گرگ در لباس بره مثل نسبت
الف. موسوي است در لباس احمدينژاد
ب. بزغاله در لباس احمدينژاد
پ. هيچكدام در لباس احمدينژاد
ث. همه موارد در لباس احمدينژاد
يادآوري 1: حكايت عوارضي گرفتن از مردم در سر هر كوچه و انگشت در نشيمنگاه خلايق كردن، نه تنها صدائي از كس در نميآورد، بلكه آنها را به خواست طبيعيشان براي افزايش مامورين جهت تسريع انگشت كردن و كاهش صفهاي طويل آن، فراموش نشدني است.
يادآوري 2: حكايت وزير و پادشاهي كه كشوري را تصرف كردند و زبانشان را تغيير دادند، مالياتشان را افزايش دادند، زنانشان را در شب زفاف صاحب شدند، ارزش جانشان را به اندازه چهارپايان پائين آوردند و مهمترين حق طبيعيشان يعني گوزيدن را ممنوع اعلام كردند، و هم اكنون وزير و شاه به ريش مردم و روشنفكران آن كشور بخاطر غرق شدن در بخارات اسيدي خود و دفاع از حقشان يعني گوزيدن، ميخندند.
نتيجه: هميشه تعداد آگاهان كمتر از ناآگاهان در دنياست و ايران مستعدترين كشور براي عوامفريبي و سخنان پوپوليستي.
پينوشت: امام زمان، سوشيانت، مسيح، آمريكا يا هر كسي كه هستي، اگر هر چه زودتر ظهور نكني، مردم هميشه در صحنه ايران باز هم دور بعدي در انتخابات شركت ميكنند.











