سنكتيمونيوس

سپتامبر 17, 2008 at 10:05 ق.ظ. (ديني)

این گفته را شبانه روز می‌توان از مذهبیون شنید، شما حق توهین به مقدسات را ندارید!

متاسفانه این جمله در جوامع کوچک و بزرگ ایرانی بسیار شنیده می‌شود تا جایی که برای عده کثیری به شعار کلیشه‌ای و ثابت تبدیل شده است که «به مقدسات مردم توهین نکنید!«، «به دین مردم کاری نداشته باشید

 آیا تابحال از خود پرسیده‌اید مقدسات یعنی چه؟ چه چیزهایی مقدس هستند؟ عده‌ای خداوند و دین را و عده‌ای علاوه بر اینها روحانیون و آخوندها و رهبران مذهبی را نیز جزو مقدساتشان حساب می‌کنند. مثلن وقتی کسی از اشخاص مملكتي انتقاد می‌کند وی را به دلیل توهین به مقدسات دادگاهی می‌کنند! گروهی شریعت و برداشت خود از دین را مقدس می‌دانند و کسانیکه مخالف برداشت آنها از دین هستند را مخالف و دشمن خدا می‌نامند.

اگر دقیق‌تر به مسئله نگاه کنید، مذهبیون برای افکار خود ارزشی والاتر و بالاتر از افکار دیگر قائل هستند و برای افکار خود امتیازی بالاتر خواستار هستند و آنرا در حفاظ تقدس قرار می‌دهند و کسی حق ندارد این مقدسات را نقد کند چون اینها مقدس هستند. آیا مذهبیون برای سایر افراد نیز چنین حقی را قايل هستند؟ آیا اگر گاو برای هندوها مقدس است، باید از دیگران نیز بخواهند که به گاو احترام بگذارند و به آنها بگویند شما حق ندارید گاو را بخورید و به گاو توهین کنید. در میان سرخپوست‌های قبیله آزتک و مایا رسم قربانی کردن افراد برای خدا وجود داشت، آنها قلب افراد را زنده، از بدنشان در می‌آوردند و به خدایانشان هدیه می‌کردند و سپس سر قربانی را نیز از بدنش جدا می‌کردند، آیا کسانیکه می‌گویند به مقدسات مردم احترام بگذارید حاضرند به مقدسات این قبایل سرخپوستی نیز احترام بگذارند؟

مقدسات چه هستند؟ به چه چیز می‌گوییم مقدس؟ مقدسات در واقع موجودات و یا موهوماتی هستند که بو می‌دهند و بر پایه‌های فکری محکمی استوار نیستند. رابطه فيثاغورس رابطه مقدسی نیست چون قابل اثبات و نقد است. ارسطو آدم مقدسی نیست، اگر کسی بگوید ارسطو آدم احمقی است کسی شمشیر و چماق نمی‌کشد اما سران اسلامي انسانهاي مقدسی هستند و نقد و انکار وی توهین به مقدسات است. دلیلش هیچ چیز نیست جز اینکه برخي از ما و مذهبیون چون از نقد می‌ترسيم و پاسخی برای انتقادها نداشته و نداريم، با مقدس کردن مفاهیم‌مان صورت مسئله را پاک می‌کنيم. هاله تقدس محکم‌ترین حفاظ امنیتی برای موهومات و مفاهیم خرافی است که آنها را از نسیم خردورزی و نقد موشکافانه و تفکر منتقدانه حفظ می‌کند.

نیروی جاذبه توسط نیوتون کشف شد و نیوتون تئوری‌هایی در مورد جاذبه ارائه کرد، آیا شما می‌بینید که عده‌ای روزی پنجاه بار با صدای بلند بگویند هیچ قانونی بجز جاذبه وجود ندارد و نیوتون کاشف جاذبه است؟ آیا نیازی هست که ما اینقدر برای یک واقعیت که می‌توان آنرا ثابت کرد اینقدر تظاهر کنیم و اینقدر تکرار کنیم که جاذبه وجود دارد و هرکس جاذبه را قبول نداشته باشد سخت در اشتباه است؟ هرگز! اما چرا مسلمانان بارها باید در روز بگویند لا اله الا الله و محمد رسول الله؟ و هرکس ضد این را بگوید دارد به مقدسات توهین می‌کند؟ پاسخ واضح است! چون این مفاهیم هیچ پایه و اساس عقلی و علمی‌ای ندارند. و مسلمانان باید بارها و بارها این جملات را تکرار کنند که به عنوان یک سری اصول در ذهنشان جا بگیرد و مبادا به این فکر بیافتند که هیچ خدایی جز الله وجود ندارد و محمد پیامبر نیست و اصولن پیامبری وجود ندارد و مفاهیم دینی بی‌پایه و افسانه‌ای هستند.

اصولن حقوق در قوانین، مشخص و تعيين می‌گردند، شما بعنوان یک انسان در هر جایی که هستید حقوقی دارد؛ حقوقی که شما دارید و یا ندارید بنا به موقعیت جغرافیایی شما متغیر هستند، بعنوان مثال شما در ایران حق ندارید از ماهواره استفاده کنید و در اکثر کشورهای غربی این از حقوق شما حساب می‌شود. بنابراین حقوق شما به موقعیت جغرافیایی شما بستگی دارد. حال وقتی به شما می‌گویند شما «حق ندارید به مقدسات توهین کنید» باید دید که آیا واقعن به چنین چیزی اعتقاد دارند و یا منظورشان این است که «من خواهش می‌کنم به افکار من توهین نکنید؟» اگر منظورشان واقعن این است که شما چنین حقی را ندارید، باید به حقوق مکانی و جهانی خود مراجعه کنید و ببینید آیا این در حقوق و قوانین چیزی در مورد اینکه به مقدسات نباید توهین کرد آمده است؟!

غیر از قوانین نه چندان توسعه يافته کشورهایی مثل ایران و عربستان، تقریبن در تمامی کشورهای جهان چنین قوانینی سالهاست که دیگر وجود ندارد. افکار مذهبی هیچ امتیاز ويژه‌ای نسبت به سایر افکار ندارند و باید در مقابل انتقادات پاسخ دهند و اگر شما ساکن کشورهای عقب مانده نیستید حق دارید به مقدسات انتقاد و حتی توهین کنید. البته برخی از قوانین، مانند قوانین حقوق بشر، جهانشمول هستند و در همه جا ثابت هستند. برخی از افراد گمان می‌کنند انتقاد از اسلام با حقوق بشر در تضاد است، در هیچ یک از مواد اطلاعیه حقوق بشر سازمان ملل، حرفی از «احترام به دین» نیامده است، این افراد احترام به حقوق دیندار را با احترام به دین، دیندار به اشتباه یکی می‌دانند.

کسی که به محمد رسول الله اهانت کند و با وی به دشمنی بپردازد حکمش از نظر علمای اسلامی مرگ است و خونش حلال است، البته حکم کسی که به امامان، خدا و حتی به فرشته‌ها نیز توهین کند باید به سرعت کشته شود و پیاده شدن این حکم نیاز به دادگاه و قاضی ندارد، یک مسلمان خود می‌تواند این حکم را در هر شرایطی پیاده کند، دلیل این حکم سنگین بسیار مشخص است. وقتی مسلمانان از امامان و خدایشان می‌خواهند که برایشان کارهای غیرطبیعی کنند، آنها را قدرتهای فرابشری و آسمانی‌ای فرض می‌کنند که کارهای خارق‌العاده انجام می‌دهند. اما وقتی که شخصی به این امامان و پیامبر و خدا توهین می‌کند آنها می‌بینند که این خدا و امامان و پیامبرشان حتی نمیتوانند با دشمنانشان برخورد کنند، در واقع آن شخص خط بطلان می‌کشد روی این فرضیات غلط مسلمانان، برای همین است که این توهین‌ها ایمانشان را ضعیف می‌کند و ممکن است آنها را بر سر عقل بیاورد، و چون از این اتفاق شیرین بیم دارند، اهانت به مقدساتشان را بر نمی‌تابند.

این خود ما را یاد داستان ابراهیم و نابود کردن بتهای قوم خود می‌اندازد، ابراهیم بت‌ها را می‌شکند و می‌گوید ببینید این بتها حتی از خود نمی‌توانند دفاع کنند، پس نیرویی ندارند، به عبارت دیگر ابراهیم از بتها یک عمل را انتظار داشت و می‌خواست از آنها امتحان بگیرد، در مورد مسلمانان نیز دقیقن همین مسئله است. بت نامرئی و آسمانی آنها الله، چون موجودی نامحسوس و غیرملموس است هیچ کاری را در واقع نمی‌تواند انجام دهد و حتی قدرت دفاع از خود را نیز ندارد. بنابر این توهین کردن به اسلام، یک خدا شکنی است که شباهت بسیاری با بت‌شکنی ابراهیم سامی دارد. هر دو در جهت مبارزه با خرافات و جهل انجام می‌گیرند و هر دو یک نتیجه می‌دهند.

اما نکته ای که باقی می‌ماند این است که آیا این افراد که افکار خود را مقدس می‌نامند و احترام به عقایدشان را خواهش دارند، خود برای دیگران و افکارشان احترامی قائل هستند؟ آیا مسلمانان به مقدسات دیگران احترام میگذارند؟!

محمد رسول الله نیز بعد از فتح مکه به بت‌خانه کعبه رفت و همه خدایان و بت‌های مختلف و مقدسات دیگران را نابود کرد. مسلمانان می‌گویند بت‌پرستی حماقت است و لذا اجازه به خود دادند که بت‌ها را نابود کنند. طالبان مجسمه بودا را ویران کرد، آیا این تنها مقدسات شما هستند که باید به آنها احترام گذاشت؟! اگر مسلمانان گمان می‌کنند بت‌پرستی حماقت است و به خود اجازه می‌دهند که به مقدسات بت‌پرست‌ها توهین کنند، آیا آتئيست‌ها حق ندارند که به خداپرستی که به گمان آنها حماقت است توهین کنند؟ آیا غیر از این است که اگر آتئيست‌ها و خردگرایان بخواهند با مسلمانان همانگونه رفتار کنند که محمد پیامبر اسلام با دگر‌اندیشان خود رفتار کرد، باید تمامی مساجد را با خاک یکسان کنند؟ اما آتئيست‌ها هرگز چنین کاری را نخواهند کرد زیرا آتئيست‌ها همانند محمد رسول الله و اسلامگرايان نيستند که مقدسات دیگران و خدایانشان را نابود کرد و آتئيست‌ها ملتزم به اصول اخلاقی و حقوقی هستند و هرگز چنین کاری را نخواهند کرد.

از این گذشته در تاریخ آمده است که پیامبر اسلام به خدایان قریش فحش می‌داد و قریش در مقابل تلاش می‌کرد با دیپلماسی و گفتمان مسئله را حل کند، سند این واقعیت در سیرت الرسول می‌خوانیم که قریش از محمد گلایه داشتند که او به خدایانشان دشنام میداده است، مثلن:

سیرت رسول الله، ابن هشام، صفحه 269

ابوجهل بن هشام، و امیه بن خلف، جمله در فنای کعبه حاضر شدند و با یکدیگر مشورت کردند و گفتند: نمیدانیم که چه تدبیر کردیم با این مرد، یعنی محمد، علیه السلام، که دین ما را بخلل آورد و قوم ما را از راه ببرد و خدایان ما را دشنام داد.

اسلامگرایان باید توجه کنند که آتئيست‌ها و خردگرایان همان احساس را در مورد مسلمانان دارند که محمد نسبت به بت‌پرستها داشت، یعنی از نظر ما رفتار مسلمانان بسیار شبیه به بت‌پرستان است و حتی عقایدشان نیز. شاید حتی بتوان بت‌پرستها را به دلیل اینکه حداقل چیزی را می‌پرستیدند که وجود خارجی داشت برتر از مسلمانان دانست که چیزی را می‌پرستند که حتی وجود نیز ندارد، لذا اگر الگوی رفتاری مسلمانان پیامبر است، نباید از آتئيست‌ها انتظار داشته باشند که به آنها احترام بگذارند بلکه باید انتظار داشته باشند که خردگرایان و آتئيست‌ها نیز به خدای آنها دشنام دهند!

بسیاری به اشتباه معتقدند عقاید قابل احترام هستند و باید به عقاید احترام گذاشت! این هم حرف کلیشه‌ای و بی‌اساسیت، این موجودیت و انسانیت انسانهاست که شایسته احترام است نه افکارشان، آیا باید به افکار خمینی و هیتلر و محمد رسول الله احترام گذاشت؟! آیا مفاهیم جنایی قرآن قابل احترام هستند؟ احترام به عقیده نه پایه عقلی دارند و نه پایه قانونی، برخی نیز به اشتباه بی‌احترامی به اسلام را بر خلاف قوانین حقوق بشر می‌دانند. هیچ یک از قوانین حقوق بشر از «احترام به دین» صحبت نمی‌کنند، و هیچیک از مفاد این اطلاعیه را نمی‌توان با مفهوم «احترام به دین» تفسیر کرد. بر‌اساس این اطلاعیه باید به حقوق همه انسانها از جمله مسلمانان احترام گذاشت، یعنی مثلن باید به آنها اجازه داد عقاید دینی خود را تا زمانیکه به حقوق سایر انسانها صدمه‌ای نزنند پیاده کنند؛ نه اینکه به ابوالفضل و الله و محمد و علی‌اصغر و جن و سنگسار و قوانین غيرانساني دینیشان احترام گذاشت، لذا حقوق بشر نیز هرگز حکم نمی‌کند که باید به دین و یا عقاید سیاسی احترام گذاشت.

در نهایت باید گفت توهین به خرافات استراتژی خوبی برای مقابله با خرافات نیست، اما تحقیر و تمسخر و حماقت، در کنار روشنگری و تغذیه فکری بسیار سودمند و عالی است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: