شفاي عزيز يادت گرامي و كتبت جاويد

آوریل 17, 2010 at 10:28 ب.ظ. (فلسفي, كتاب, نوشتار)

اولين باري كه با شجاع‌الدين شفاء آشنا شدم بخاطر كتاب «تولدي ديگر» بود. اون موقع تو اوج جواني و ناپختگي سير مي‌كردم. جرقه‌هاي شك‌انديشي در ذهنم شروع شده بود و دو سه تا كتاب فلسفي كه در اون زمان همه مي‌خوندن، عامل اصلي اين جرقه‌ها محسوب مي‌شدن. تقريبن بخاطر كتبي كه خونده بودم باور به خدا در وجودم از بين رفته بود، ولي بايد اين شك به يقين تبديل مي‌شد. تو اين بين كتاب «تولدي ديگر» كه صداي زيادي به پا كرده بود، نظرم رو جلب كرد. تو اون سال‌ها كتاب‌هاي بورس غيرمجاز خيابون انقلاب، خزعبلات شريعتي بود و كتب ارزشمند صادق هدايت هم در كنارش رنگ و لعابي به اين كتب غيرمجاز مي‌بخشيد. ولي هيچ وقت نمي‌تونستي كتبي همچون «تولدي ديگر» رو بين كتاب‌هاي غيرمجاز خيابون انقلاب پيدا كني. تا اينكه اتفاقي تونستم از يك كتاب فروشي روبروي دانشگاه تهران اين كتاب رو به قيمت ده هزار تومن كه در اون موقع تقريبن زياد بحساب مي‌اومد، خريداري كنم و مهمترين پنجره زندگيم رو كه ديدي نو، به دنياي واقعيات رو برام بازم مي‌كرد، پيش رو داشته باشم.

بله، شجاع‌الدين شفاء با كتاب «تولدي ديگر» ديدي نو به ارزش‌هاي كهن رو به من اعطاء كرد كه آغازگر شك‌انديشي عقلائي بر خرافات و دروغ‌هاي 1400 ساله بود. بعد از اين بود كه ديگر آثار شفاء از جمله «ايران در چهارراه زمان» و «توضيح‌المسائل» و ديگر كتب شفاء رو بارها و بارها مطالعه كردم.

قسمت ارزنده‌اي از تبلور فكري خودم رو مرهون نوشته‌هاي ارزشمند دكتر شفاء مي‌دونم كه در اين صبحگاه باراني تهران اندك اشك و اندوهي سنگين رو بر دلم روانه كرد كه در زمان زنده بودن وي قدرشناسي و ارج نهادن به اين انديشمند ايراني كه گذشته از كتب اينچنيني، بخاطر خدمتي كه به تاريخ ايران با گردآوري كتب تاريخي داشتند رو، نتوانستيم بخوبي روا كنيم.

يادش گرامي و كتبش جاويد

براي دنلود كتاب به صورت پي دي اف به سايت اسكريبد مراجعه كنيد و يا اينجا را كليك كنيد.

9 دیدگاه

  1. رادمند said,

    ببین شما که یاد شفا را گرامی می دارید ومتاسفانه اسمتان را نمی دانم که به اسم خطابتان کنم : شاید زمانی نوشته های شفا و امثال او دلیل بر سواد و معرفت ویژه ای بود که فقط در دین ستیزی حاصل می شد ولی باید به خدمتتان عرض کنم که نوشته هایی نظیر نوشته های ایشان اکنون دقیقاً به معنای بیسوادی و کوته نظری است. ایشان چیزی از فلسفۀ معاصر و دستاوردهای آن نمی دانستند و یکی از هنرهایشان این بود که دین را عامل بدبختی مردم معرفی کنند و به گمان خویش کار را تمام شده فرض کنند ـ چنان که شما پس از خواندن تولدی دیگر فرض کرده اید. ارج کارهای شفا در ترجمه های ایشان است که فکر می کنم چندان که باید نخوانده اید و همان تولدی دیگر را چسبیده اید.

  2. پارسا HollyBrain said,

    رادمند عزيز
    من فقط كتاب دوزخ برزخ بهشت ايشون رو خوندم كه از كارهاي ترجمه‌ايشون بحساب مياد.
    ولي مطمئنم كه شما هيچ كدام از كتب كه به قلم ايشون نوشته شده رو نخونيد كه كلاه خود رو قاضي ميكنيد.
    بهر شكل من سرم را ميدهم كه شما آزادانه بيسوادي خود را به رخ امثال شفاء بكشيد.

  3. Motarjem said,

    Thanks to you I read «Tavalody digar» and I should say that, I agree with Radmand.
    Man khandam migire kasi be in mozakhrafate shie eteghaad ashte bashe vali Radmand raas mige ke falsafe va elm modern javab e soal e dalil e aghab mandegi ro avaz kard.

    dige javab too din nabood.
    vali man ba shoma movafegh am ke hadeaghal age kasi mikhaad khoda bavar bashe bayad eteghadate khorafi sho hazf kone. va ketabaye Shafa hadeaghal in komak o mikone.

  4. R said,

    دین عامل تمام مصیبتهای مردم جهان است. فقط تصور کنید اگر هیچ دینی نبود چقدر از اختلافات و جنگهای کنونی در جهان وجود نداشت. حق با شفاست.

  5. علی ابراهیمی said,

    درود به روان پاک بزرگانی چون دکتر شقا که عشق به میهن وانسانیت داشتند کتابهای ایشان همه ارزشمند ومستند هستند .در مورد کتاب تولدی دیگر نیز اگر کسی ان را خوانده باشد به خوبی در می یابد که تمام ان مستند وبا دلیل نوشته شده وچیزی از خودشان نساخته اند .حال اگر ما با واقعیت وحقیقت سر ساز گاری نداریم وعادت به دروغ وخود فریبی کرده ایم ودوست نداریم باور کنیم همه انچه سالها به عنوان دین به خورد ماداده اندمشتی مزخرف است مشکل ماست نه نویسنده.سپاسگزارم

  6. yousef said,

    سلام دوست خوب خسته نباشی
    ازت یه خواهش دارم خواستم بگم اگه عضو بالاترینی و امکانش هست یک دعوت نامه برای من بفرستی و بنده را یک عمر شرمنده خودت کنی
    موفق باشی

  7. Reza said,

    با سلام به دوستان
    من با کتابهای اقای شفا اشنایی دارم . نمیدونم که ایا اینجا جای مطرح کردن اینگونه بحث ها هست یا خیر. اما به نظر من نقد مذهب هم مثل نقد کردن از هر چیز دیگر کاری بمراتب اسان تر هست از ارائه یک تز سازنده و جانشین بجای مذهب خواه اسلام و یا غیر. نقد درباره غذائی که افریقائها میخورند و شکوه در باره کیفیت ان بسیار ساده تراز ان هست که تولید و فراهم اوردن غذائی با کیفیت بالا برای شکم ملیونها شکم گرسنه. بنظر بنده احتیاج به قدرتی برتر ویا غذای روحانی یک احتیاج فطری ا ست که هزاران سال گونه های مختلف بشری را به گونه های مختلف مجذوب خود کرده و فرایند ان نیز شکل گرفتن مذاهب و ائئدولوژی های گوناگون در اقسا نقاط دنیا میباشد. یک فرایند اشکار تفکرات شبیه به اقای شفا را شاید بتوان از کومونیزم نام برد که در مقطع ضدیت با اندیشه مذهب گرائی دست اوردی بسیار نا چیز در مقام مقایسه با جوامع مذهب گرا داشته است. طبیعطا مبنا ی مقایسه را ما اگر پیشرفت در اخلاق اجتمائی قرار دهیم و اخلاق را در جمهوریهای سابق شوروی برسی کنیم.
    حال در برسی تفکرات دینی اگر کسی واقعا علاقهمند به دستیابی به ریشه های ان هست ان را میشود در چند جمله خلاسه کرد ونیازی به نوشتن کتابهای فلسفی مذهبی پیچیده نیست.ویا بقول معلم اخلاق ما ایرانیان زرتشت دانا همه را در همان اخلاق نیک، افکار نیک،پندار نیک،گفتار نیک،و کردار نیک خلاسه کرد و خدا را قاضی و ناظر اجرای عملکرد ما قرار داد و پاداش برای خوبیها و تنبیه برای بدیها در نظر گرفت.
    این همان نتیجه چند ساله تفکر و تفحس بنده حقیر در مورد ادیان الهی و ادیان فراگیر در جوامع بشری پیشرفته و یا غیره بود که در این پیام زرتشت بصورتی بسیار زیبا و خلاسه راه موفقیت اخلاقی جوامع بشری را نشان میدهد.
    هرچند شیوع دین ستیزی در حال حاضر در دنیا در حال گسترش است بنظر من عامل اصلی ان بغیر از عملکرد ضد انسانی سردمداران دینی نتنها در ایران عزیر ما و یا رسوایئهای پی درپی اسقفهای کلیسا در سطح جهان، برداشتهای نادرست از فلسفه دیندار بودن است . در نظر همه جوامع خوب بودن و انسانی برخورد کردن با هم نوع عملی خدا پسندانه و بد بودن و انجام اعمالی منفعل و ضد بشری عملی غیر خدا پسندانه تلقی شده وادیان نیز تلاش بسیاری برای ارائه فهرستی از این دو نوع اعمال کرده اند که من فکر میکنم که با توجه به فطریت انسان هر فردی خود قادر به تمیز دادن خوب از بد باشد و هیچ مذهب و مرامی توجیهی خدائی و مذهبی برای عملکرد ناپسند خود ندارد.

  8. mitra said,

    من بعد از انقلاب به دنیا آمدم،و با ترجمه های شفا به این صورت آشنا شدم که مرحوم پدر بزرگم تمام مجلات اطلات ماهانه سال های ۱۳۳۱ تا ۱۳۳۶ رو جمع کرده بود.
    این مجلات پور بودند از ترجمه های زیبای دکتر شفا و حسن شهباز. ترجمه هایی که من رو کاملا با ادبیات اروپا اشان کردند. من جز اسمه ایشون که در پایین این ترجمه ها بود هیچ ذهنیت دیگری ازشون نداشتم، در مورد کتاب تولدی دیگر هم تا ۵ ساله پیش چیزی نشنیده بودم. و هنوز هم ان کتاب رو نخوانده ام که با توجه به اون بخام در مورد دکتر شفا نظر بدم، به نظر من ، شفا دین بزرگی بر گردان ادبیات و فرهنگ ایران دارد.
    خدایش بیامرزاد

  9. پارسا HollyBrain said,

    شفاء سالهاي پاياني عمرش رو صرف خرافه‌زدائي از فرهنگ ايران كرد، حالا شما ميگيد خدايش بيامرزد ؛)

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: