اگه بنزينت تموم شد در باك رو باز كن بشاش توش

آوریل 23, 2010 at 8:51 ب.ظ. (نوشتار, سياسي, طنز)

يكي از دوستان روايتي رو برامون تعريف ميكرد كه گورباچف در دوره رياست جمهوريش به ايران مياد و از بخشهايي از كشور ديدن ميكنه. در بازگشتش به شوروي ازش ميپرسن كه سفر چطور بود. گورباچف هم ميگه كه «من در اين سفر به وجود خدا ايمان آوردم» و همه متعجب كه چطور يك كمونيست به خدا ايمان آورده در ادامه ميگه كه «به هر بخشي كه سر زدم هيچ كس هيچ كاري انجام نميداد و هيچ چيز سر جاي خودش نبود. ولي مملكت هنوز پا بر جا بود و اينجا بود كه فهميدم خدا داره اين مملكت رو ميچرخونه.»

بهر شكل بقولي اگه بنزينت تموم شد در باك رو باز كن و بشاش توش، كي به كيه؟ شايد راه افتاد. ديگه از چرخ مملكت سنگين‌تر نيست كه ريدن توش و هنوز داره ميچرخه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: